Clinic Dr.NajafBeygi
Branding & Digital Experience
to explore
یک برند قدرتمند، بدون یک هویت منسجم
کلینیک دکتر آرش نجفبیگی دو شعبه فعال در جردن و سعادتآباد داشت، اما حضور برند در فضای دیجیتال پراکنده بود. حدود ۱۰ پیج اینستاگرام برای خدمات مختلف ایجاد شده بود؛ از جراحی سینه و لیپوساکشن تا کاشت مو، ابرو، ابدومینوپلاستی و لیفت صورت. هر پیج رنگ، فرم و ظاهر خودش را داشت و محتوای تولیدشده نیز از کیفیت و استاندارد یکسانی برخوردار نبود. در عمل، لوگو تنها نشانه مشترک این صفحات بود؛ بهطوری که قرار گرفتن پیجها در کنار یکدیگر، لزوماً نشان نمیداد همه متعلق به یک برند هستند. مسئله فقط محتوای ضعیف یا تعدد پیجها نبود؛ خودِ برند و شخصیت آن در میان این پراکندگی دیده نمیشد.
وقتی هر خدمت، برند خودش را داشته باشد؛ خود برند گم میشود.
بررسی وضعیت نشان داد که کلینیک، برخلاف تصویری که در فضای دیجیتال ارائه میکرد، ظرفیت بالایی برای ساخت یک برند قدرتمند و متمایز داشت؛ از تخصص و اعتبار پزشک گرفته تا تنوع خدمات و ظرفیت توسعه. بنابراین مسئله، اضافه کردن چیزهای بیشتر نبود؛ بلکه پیدا کردن یک تصویر واحد و منسجم از چیزی بود که برند واقعاً هست. در همین مسیر، ظرفیت توسعه برند نیز بررسی شد و با توجه به جایگاه موردنظر، ایجاد شعبهای در فرشته برای مخاطبان بسیار VIP و خدمات سطح بالاتر پیشنهاد شد.
ساختن یک برند، نه مجموعهای از پیجها
اولین قدم، بازتعریف هویت برند بود. شخصیت، لحن، رنگ، فرم و زبان بصری برند از نو تعریف و یکپارچه شد تا تمام نقاط تماس، تصویری واحد از کلینیک ارائه کنند. همزمان ساختار حضور در اینستاگرام نیز تغییر کرد و حدود ۱۰ پیج تخصصی به ۳ پیج اصلی تبدیل شدند:
Face · Body · Hair & Eyebrow
هدف، سادهتر کردن مسیر مخاطب و در عین حال ساختن یک تصویر منسجمتر، حرفهایتر و قابل تشخیص از برند بود.
ما چه کردیم؟
هویت بصری برند از پایه بازطراحی شد تا تمام نقاط تماس، از اینستاگرام و لندینگپیج تا اپلیکیشن، به یک سیستم واحد تبدیل شوند. همزمان، استراتژی محتوا و بازاریابی، استودیوهای تولید محتوا، کمپینها، تبلیغات دیجیتال و همکاری با بلاگرها توسعه یافت و مسیر گسترش برند تا راهاندازی شعبه سوم در فرشته طراحی شد.
هدف نهایی: ساخت یک برند منسجم، لوکس و قابل تشخیص در تمام نقاط تماس.
یک تصویر واحد، یک مسیر مشخص
حضور برند منسجمتر شد و فاصله میان تصویری که کلینیک واقعاً بود و تصویری که از آن در فضای دیجیتال دیده میشد، کمتر شد.
در ادامه:
تعداد دنبالکنندگان واقعی افزایش پیدا کرد.
تماسها و دایرکتها افزایش یافت.
مراجعه به کلینیک بیشتر شد.
نرخ تبدیل تماس به رزرو وقت جراحی به شکل محسوسی افزایش پیدا کرد.
و در نهایت، تعداد بیشتری از این رزروها به انجام جراحی منجر شد.
مهمتر از همه، خدمات، محتوا، هویت بصری و ارتباطات برند دیگر هرکدام مسیر جداگانهای نداشتند؛ همه در حال ساختن یک تصویر واحد از یک برند بودند.
از پراکندگی تا تمرکز
گاهی مسئله یک برند، نداشتن چیزی جدید نیست؛ درست استفاده نکردن از چیزهایی است که از قبل دارد.
این کلینیک تخصص، اعتبار، خدمات و ظرفیت رشد را داشت.
مسئله این بود که این توانمندیها در قالب یک برند منسجم دیده نمیشدند.
برای همین، راهحل از اضافه کردن چیزهای بیشتر شروع نشد؛ از شناخت دوباره برند، ساختن شخصیت و هویت آن و یکپارچه کردن تمام نقاط تماس شروع شد. کمتر پراکنده.
بیشتر متمرکز. و در نهایت، درستتر دیدهشده.